
امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۵۵۸
۱
بتی کز دیدنش جان مست گردد
درون جان من پیوست گردد
۲
مگو کز دیدن من، چیست حالت؟
چو دیوانه که از می مست گردد
۳
چو در گیسو گره بندی، بسا دل
که اقطاع ترا دربست گردد
۴
دلی کز سنگ صد بار آهنین تر
ز یک پیکان چشمت پست گردد
۵
ببین در جان من، مخرام، جانا
که دیده زیر پایت پست گردد
۶
اگر خامه کند وصف جمالت
که خسرو را قلم در دست گردد
نظرات