
محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۵۴
۱
زهی به دور تو آئین دلبران منسوخ
ز طور تازه تو طور دیگران منسوخ
۲
ز شهرت حسد اهل حسن بر تو شده
حدیث یوسف و رشک برادران منسوخ
۳
دلم نهاد بنای محبت چو توئی
محبت دگران شد بنا بر آن منسوخ
۴
حدیث درد مرا دهر در میان انداخت
که شد حدیث دگر درد پروران منسوخ
۵
لب زمانه به حرف سمنبری جنبید
که ساخت حرف تمام سمن بران منسوخ
۶
خبر نداری از آن چاکری که خواهد کرد
بر تو خدمت صد ساله چاکران منسوخ
۷
هنوز محتشم این نظم تازه شهرت بود
که گشت نظم جمیع سخنوران منسوخ
تصاویر و صوت

نظرات