
شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۸۰۰
۱
مدام همدم جام شراب باشد رند
همیشه عاشق و مست وخراب باشد رند
۲
حجاب زاهد بیچاره عجب طاعت اوست
ولی به مذهب ما بی حساب باشد رند
۳
چو رند جام می بی حساب می نوشد
به نزد عقل کجا بی حساب باشد رند
۴
لبش بر آب حیات و نهاده بر لب ما
مگر چو جام حباب پر آب باشد رند
۵
به هر طریق که یابد رفیق راه رود
نماندهٔ سر آب و سراب باشد رند
۶
به هیچ چیز نباشد مقید آن مطلق
کجا مقید علم و کتاب باشد رند
۷
طریق رندی سید ز نعمت الله جو
که بی خطا رود و در صواب باشد رند
نظرات
سید مهدی موسوی فاخر
سید مهدی موسوی فاخر